ایگلو

سلام خوش آمدید

۲ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

کمی حس تهوع و سرگیجه. لامپ رو خاموش کردم نشستم گوشه تخت. به گریه افتادم. گریه های عمیقی که نمیفهمیدم چرا. میم آمد بالای سرم هی میپرسید باز چیشده. فکر میکنه افسرده ای چیزی شدم. ولی فکر نمیکنم این باشه. فقط به نظر شاید بی دلیل از اعماق جانم به گریه افتادم. 

  • P a k u .

پژواک سلام در لوکیشن فیلم into the wild. نگاه بی تفاوت کلاغ ها. مکیدن شبنم گلسنگ‌ها. حافظه‌ی لعنتی. ماهی های لاانگشتی. جاروی قرمز. زنخدانِ اغوا. چشم بند جنوبی‌ها. پاهای قندیل بسته. صدای بی رحمانه‌ی موتورها. توریه‌ی عقاب‌ها. تمایل بی دلیل به نوشتن. گمان دوست داشتن. لا به لای خلال ها. صاعقه‌ی واپسین. رنگین کمان تنهایان. شکوفه‌های سنجد. خنکای آب روان. تشنگی بی پایان. 

  • P a k u .