کمی حس تهوع و سرگیجه. لامپ رو خاموش کردم نشستم گوشه تخت. به گریه افتادم. گریه های عمیقی که نمیفهمیدم چرا. میم آمد بالای سرم هی میپرسید باز چیشده. فکر میکنه افسرده ای چیزی شدم. ولی فکر نمیکنم این باشه. فقط به نظر شاید بی دلیل از اعماق جانم به گریه افتادم.
- ۱ نظر
- ۳۰ دی ۰۴ ، ۲۲:۴۵